السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
169
تفسير الميزان ( فارسي )
زنده دارى مىكنم ، هم گوشت مىخورم و هم با زنان مىآميزم ، پس اگر كسى از روش من اعراض كند از من نخواهد بود . « 1 » بنا بر اين با اين همه اختلافى كه در روايات هست نمىشود به روايت مجمع البيان اعتماد نمود ، و تصميم بر ترك همه آن امور را به همه آن ده نفر حتى على ( ع ) نسبت داد ، مگر اينكه كسى بگويد : گر چه در روايت مجمع البيان هم جمله : بنا را گذاشتند بر اينكه همه روزها را روزه بدارند و . . . ، وجود دارد ، ليكن نمىخواهد بگويد همه آنها بنا را گذاشتند بر ترك اين امور ، پس بعيد نيست كه روايت مزبور روايتى جداگانه باشد ، نه گلچين از ساير روايات ، به هر حال چه روايت مجمع البيان روايت مستقلى باشد و چه نباشد تامل در آن و در روايات ديگر ، گر چه هم در مضمون و هم در سند مختلفند - يعنى سند بعضى ضعيف و بعضى مرسل و بعضى معتبر است - براى آدمى اطمينان مىآورد كه اجمالا عده اى از اصحاب كه از آن جمله على ( ع ) و عثمان بن مظعون بودهاند چنين تصميمى گرفتند ، و بنا را بر اين چنين زهد و عبادتى گذاشتند و رسول اللَّه ( ص ) هم آنها را تخطئه كرد ، و به آنها فرمود : كسى كه از سنت من اعراض كند از من نيست ( و خدا داناتر است ) . و همچنين كسانى كه بخواهند بيشتر و بيش از اين مقدار در باره اين قضيه اطلاع بدست آورند بايد به تفسيرهاى روايتى از قبيل تفسير طبرى و الدر المنثور و فتح القدير و امثال آن مراجعه نمايند . در الدر المنثور است كه ترمذى و ابن جرير و ابن ابى حاتم و ابن عدى در كامل و طبرانى و ابن مردويه همگى اين روايت را كه ترمذى آن را حسن دانسته از ابن عباس نقل كردهاند ، كه گفت : مردى آمد خدمت رسول اللَّه ( ص ) و عرض كرد يا رسول اللَّه من هر وقت گوشت مىخورم رغبتم به زنان بيشتر شده و شهوتم تحريك مىگردد ، لذا جز اين چاره نديدم كه گوشت را بر خود حرام كنم ، و چنين كردم ، در جواب آن مرد اين آيه نازل شد : * ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا . . . » ) * « 2 » . و نيز در الدر المنثور است كه ابن جرير و ابن ابى حاتم از زيد بن اسلم نقل كردهاند كه عبد اللَّه بن رواحه را شخصى از بستگانش ميهمان شد ، وقتى به خانه اش وارد شد كه او نزد رسول اللَّه ( ص ) بود ، همسر عبد اللَّه به انتظار آمدن وى ميهمان را طعام نداد ، وقتى عبد اللَّه وارد شد زن را عتاب كرد كه چرا ميهمان را حبس كرده و طعام ندادى ؟ ! حرامم باد اين
--> ( 1 ، 2 ) در المنثور ج 2 ص 307 .